ولایت
بدخشان
بدخشان ولایت کوهستانی شمالشرق افغانستان است، با درههای پامیر و هندوکش، دهلیز واخان و معدنهای باستانی لاجورد.
عمومي کتنه
آتیس این بار میخواهد شما را به سرسبزترین منطقه افغانستان یعنی ولایت بدخشان ببرد. کمتر کسی را میتوان در افغانستان یافت که از ولایت بدخشان و زیباییهای آن چیزی نشنیدهباشد. اگر شما هم دوست دارید که در مورد ولایت بدخشان و اینکه چرا این ولایت را به عنوان سرسبزترین منطقه افغانستان یاد میکنند بدانید، همراه آتیس باشید تا شما را با این ولایت آشنا کند…
بهار در ولایت بدخشان
حمل هیزم در فصل زمستان در ولایت بدخشان
ولایت بدخشان
ولایت بدخشان در شمالشرقی کشور افغانستان قرار گرفتهاست و یکی از ولایات کوهستانی و سرسبز افغانستان است.
این ولایت در ۴۷۰ کیلومترى کابل واقع است. از جنوب به ولایات کنر، لغمان و کاپیسا و از غرب به ولایت تخار محدود میگردد.
بدخشان در منطقه کوهستانی واقع بوده و شامل کوههای بلند و پر برف چون سلسله کوههای واخان، کوه پامیر وکوههای هندوکش است. علاوه بر این، ولایت بدخشان با تاجیکستان، پاکستان و چین نیز همسایه میباشد. اکثر مردم این ولایت را تاجیکها تشکیل دادهاند که به زبان فارسی صحبت میکنند.
رشته کوههای هندوکش در تابستان
دره واخان
کوه های پامیر
دختران دره واخان
دختر در مزرعه گندم- روستای واخان
دختری در مزرعه گندم، یکی از قریههای واخان
خانوادهای در دره واخان
مردان دره واخان
خواهر و برادر در دره واخان
دختری در مزرعه
پیشینه تاریخی
این منطقه در سال ۱۸۹۶ میان دو امپراتوری بزرگ (روسیه تزاری و بریتانیا) به دو بخش تقسیم گردید. یک بخش این ولایت تحت نام بدخشان روسیه و بعداً منطقه خودگردان کوهستانی بدخشان شوروی با مرکزیت شهر خاروغ به روسیه تعلق گرفت، و بخش دوم با مرکزیت شهر فیضآباد به کشور افغانستان پیوست.
روسیه و انگلیس آمودریا (جیحون) را به عنوان مرز طبیعی بین بدخشان روسیه و بدخشان افغانستان در نظر گرفتند. اما بعد از انقلاب بلشویکی در روسیه، بدخشان روسیه جزء کشور تاجیکستان قرار گرفته است.
شهر فیض آباد
شهر فیض آباد از نمایی دیگر
ولسوالیهای ولایت بدخشان
ولایت بدخشان دارای ۲۸ ولسوالی میباشد که عبارتند از واخان، کشم، بهارک، جُرم، یفتل پایین، یفتل بالا، راغ، ارگو، درایم، ارغنچخواه، نُسی، شُکی، ماهمی، اشکاشم، خاش، خواهان، کوفاب، کوهستان، کران و منجان، شهر بزرگ، شغنان، شهدا، تگاب، تیشکان، وردوج، یمگان، یاوان و زیباک است.
ولسوالی کشم ولایت بدخشان
روستای قول پالا
منطقه زیبای شیوه بدخشان
یکی از رودخانه های ولایت بدخشان
یکی از دریاهای ولایت بدخشان
خانه های سنگی -ولایت بدخشان
اماکن تاریخی و مناطق دیدنی ولایت بدخشان
همانطور که قبلا نیز گفته شد ولایت بدخشان یکی از زیباترین مناطق افغانستان به حساب میآید. این ولایت دارای آب بندهای بسیار زیاد و کوههای مرتفع میباشد.
از جمله آببندهای مهم این ولایت میتوان به دریاى کوکچه، واخان، انجمن، وردوج، تگاب، تنگی شیوه، پامیر، جُرم ، آغرده ، غوری سنگ، درواز، راغ ، زرقل و چقمقین اشاره کرد.
بدخشان دارای کوههای بلند و رودخانههای خروشان است، فراوردههای عمده این استان گندم، جو، جودر (گندم سیاه)، جواری (ذرت)، و ارزن است، از جمله میوههای این استان توت و چارمغز (گردو)، زردآلو، اناری خواهان، آلبالو و سیب آن مشهور است. سیب بهارک و چارمغز سرغیلان دراین ولایت از شهرت خوبی برخوردار است.
دریاهای (رودخانههای) مهم آن عبارتاند از دریای کوکچه، واخان، انجمن، وردوج، تگاب، تنگی شیوا، پامیر، جرم، خستک، جوخان کوف آب، آیش آب، جیروآب، رونج آب، زریچ آب، دریاچه سبز وچاهیل در سرغیلان، آغرده در غارسپان، غوریسنگ، درواز، راغ. ولایت بدخشان ۵۳ درصد منابع آبی افغانستان را داراست.
رود کوکچه
از جمله کوههای مهم این ولایت میتوان به کوههای خواجه محمد، هزارچشمه و سفیدخرس اشاره کرد.
کوه سفید خرس
پلخشتی دریای کوکچه، خرقه مبارک، و آرامگاههاى میریاری بیگ، میرغیاث و حکیم ناصرخسرو، ویرانههای بهارک اشکاشم و توپخانه ولسوالی زیباک را میتوان جز مشهورترین مناطق تاریخی این ولایت به حساب آورد.
تاریخ
لاجورد بدخشان در روزگار باستان تا سرزمینهای دور، از جمله بینالنهرین و مصر، داد و ستد میشد و هزاران سال است که از معدنهای دره کوکچه بهرهبرداری میشود. واخان و درههای دریای پنج یکی از راههای میان آسیای میانه، چین و نیمقاره هند بود؛ هیوان تسانگ، زایر چینی، در قرن هفتم میلادی از همین راه گذشت و مارکوپولو در اواخر قرن سیزدهم میلادی از سنگهای قیمتی و اسپهای بدخشان سخن گفته است.
در قرون وسطی این سرزمین بیشتر در دست میرها و شاهان محلی بود و گاهی زیر فرمان امپراتوریهای بزرگتری قرار میگرفت که مرکزشان در آسیای میانه یا خراسان بود. در قرن یازدهم میلادی ناصرخسرو سالهای پایانی عمرش را در دره یمگان گذراند و آموزههایش به جوامع اسماعیلی پامیر شکل داد.
بدخشان در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی زیر اداره دولت افغانستان درآمد و توافقهای بریتانیا و روسیه در دهه ۱۸۹۰ میلادی دریای پنج را مرز تعیین کرد و دهلیز واخان را بهصورت نوار باریکی میان دو امپراتوری باقی گذاشت.
کلتور
دری زبان مشترک شهرها و بیشتر ولایت است و با لهجه ویژه بدخشانی گفته میشود. در درههای شرقی چند زبان پامیری در خانهها رایج است، از جمله شغنی در شغنان، واخی در واخان و منجی در دره منجان؛ جامعه کوچکی از قرغیزها در پامیر خورد زندگی میکند و در غرب ولایت زبان ازبکی نیز تا اندازهای شنیده میشود.
بیشتر مردم مسلمان سنیمذهباند و جوامع اسماعیلی در ولسوالیهای پامیری کنار دریای پنج زندگی میکنند. زیارتگاهها در زندگی محلی جایگاه مهمی دارند، بهویژه آرامگاه ناصرخسرو در یمگان، و مسجدها و جماعتخانههای قریهها کانون زندگی اجتماعیاند.
بدخشان سنت موسیقی نیرومندی دارد. فلک، گونهای آواز سوزناک که با دمبوره یا رباب همراهی میشود، پیوند نزدیکی با این سرزمین دارد و آواز و رقص بخشی از عروسیها و جشنهای نوروز است. بزکشی در ماههای سردتر سال در درههای پایینتر برگزار میشود و پهلوانی در گردهماییهای محلی صحنهای آشناست.
طبیعت
بدخشان برخی از بلندترین سرزمینهای افغانستان را در خود دارد. هندوکش در امتداد مرز جنوبی سر برافراشته و نوشاخ، بلندترین قله کشور با بیش از ۷۴۰۰ متر ارتفاع، بر فراز واخان قرار دارد؛ در منتهای شرق، پامیر با درههای پهن و بلند و جهیلهایی چون چقمقتین و زورکول گسترده است. دریای پنج و شاخههایش، و نیز دریای کوکچه که از میان فیضآباد به سوی غرب جاری است، در میان این رشتهکوهها تنگههای ژرفی کندهاند.
واخان بهعنوان پارک ملی حفاظت میشود و سرزمینهای بلند آن زیستگاه قوچ مارکوپولو، بز کوهی سایبریایی، پلنگ برفی، گرگ و خرس قهوهای است، هرچند این جانوران کمتر دیده میشوند. در پایینتر، درههای پیرامون بهارک، جرم و کشم کشتزارهای آبی گندم، باغهای زردآلو، توت و چارمغز و چراگاههای تابستانی بر دامنههای بالاتر دارند.
زمستان در ارتفاعات طولانی است و برف کوتلهای بلند را ماهها میبندد. آب یخچالها در اواخر بهار و تابستان دریاها را پرآب میکند.
خواړه
غذای بدخشان ساده و سیرکننده است و بر پایه نان گندم، لبنیات و فرآوردههای درهها استوار است. نان در تنور یا روی تاوه پخته میشود و ماست، مسکه، قیماق و قروت، یعنی گلولههای خشکشده ماست چکیده، از خوراکهای اصلیاند. در ولسوالیهای پامیری و واخان، چای را اغلب با شیر، نمک و مسکه مینوشند.
توت را به مقدار زیاد خشک میکنند و بهعنوان خوراک میانوعده میخورند یا آرد میکنند و زردآلو و چارمغز نیز برای زمستان خشک میشوند. در فیضآباد و شهرکهای بزرگتر ولسوالیها، غذاهای برنجی مانند قابلی پلو، قورمههای گوشت، کباب و شوربا در مناسبتهای ویژه و در رستورانتها پیشکش میشود. عسل درههای کوهستانی ارزش فراوانی دارد و در چراگاههای بلند گوشت گوسفند و قتاس خورده میشود.
لاسي صنایع
لاجورد بیش از هر ماده دیگری با نام بدخشان گره خورده است. سنگ خام دره کوکچه از راه فیضآباد خرید و فروش میشود و به مهره، زیورآلات و اشیای کندهکاریشده تراش و صیقل داده میشود؛ بخش بزرگ این کار در کابل انجام میگیرد.
در قریهها زنان از پشم محلی جوراب، دستکش و کلاه ضخیم و نقشدار میبافند و کلاه، رویبالشتی و پیراهن گلدوزی میکنند. خانوادههای واخی و قرغیز برای خانههای خود نمد، نوارهای بافته و قالینچههای پشمی میسازند و برخی از آنها به بازارها نیز راه مییابد. در بازار فیضآباد لوازم خانه، کالاهای وارداتی و چپنهای راهراه که در سراسر شمال پوشیده میشود نیز فروخته میشود.
د سفر وخت
فصلهای بدخشان از هم بسیار متمایزند. زمستان، تقریباً از عقرب تا حوت، برف سنگینی بر کوهها مینشاند، کوتلهای بلند را میبندد و سفر به بیرون از درههای اصلی را دشوار میسازد. خود فیضآباد سرد است، اما معمولاً میتوان به آن رسید، هرچند پس از برفباریهای سنگین سرکها ممکن است چند روز بسته بمانند.
بهار در حمل و ثور به درههای پایینتر میرسد؛ باغها شگوفه میکنند و دریاها با آب شدن برف بالا میآیند. در این هنگام لغزش زمین و سرکهایی که سیلاب آنها را برده است، فراوان است. از سرطان تا سنبله فصل سرزمینهای بلند است: میتوان به واخان و چراگاههای پامیر رفت، مالداران با دامهایشان به بالا کوچ میکنند و راههای کوهپیمایی باز میشوند. سرطان و اسد گرمترین ماههای سالاند.
سنبله و اوایل میزان فصل برداشت میوه و چارمغز، آسمان صاف و شبهای خنکتر است. نوروز در اول حمل جشن گرفته میشود، اما در آن هنگام بخش بزرگی از ولایت هنوز زیر برف است.
د رسېدو لاره
سرک اصلی از کابل از کوتل سالنگ میگذرد و به پل خمری میرسد، سپس به سوی شمال تا نزدیکی قندوز و از آنجا به سوی شرق از راه خانآباد به تالقان ادامه مییابد و پس از گذشتن از کشم به فیضآباد میرسد. این راه تقریباً ۶۲۰ کیلومتر است و بسته به وضع سالنگ و بخشهای کوهستانی، معمولاً یک روز کامل یا بیشتر وقت میگیرد. از تالقان تا فیضآباد چند ساعت رانندگی است.
فیضآباد میدان هوایی (FBD) دارد و پروازهای داخلی آن را با کابل وصل کردهاند؛ هنگامی که این پروازها جریان داشته باشند، مسافر از سفری طولانی بینیاز میشود.
از فیضآباد به بعد، سرکها به سوی شرق به بهارک و از آنجا به اشکاشم و درون واخان میروند؛ سفری که یک روز یا بیشتر طول میکشد. پلهایی بر دریای پنج در جاهایی چون اشکاشم و شغنان این ولایت را با تاجکستان وصل میکنند، اما باز بودن آنها به روی مسافران همیشه یکسان نیست. وضع سرکها و شرایط محلی تغییر میکند، از این رو مسافران باید پیش از حرکت از وضعیت کنونی آگاهی یابند.
د اوسېدو ځای
فیضآباد بیشترین گزینه را در این ولایت دارد: شمار اندکی هوتل و مهمانخانه در مرکز شهر و پیرامون آن که بیشتر مأموران دولتی، تاجران و کسانی که برای کار سفر میکنند از آنها استفاده میکنند. اتاقها معمولاً سادهاند و آب گرم و برق ممکن است منظم نباشد.
بیرون از مرکز ولایت، شهرکهای ولسوالیها مانند بهارک، کشم و اشکاشم تنها چند مهمانخانه ساده یا اتاقهایی در بالای دکانها و چایخانهها دارند. در واخان و پامیر، مسافران معمولاً در مهمانخانههای قریه یا خانههای مردم میمانند، روی توشک در اتاق اصلی خانه میخوابند و در غذای خانواده شریک میشوند؛ در چراگاههای بلند، خرگاههای مالداران و کلبههای سنگی شاید تنها سرپناه باشند. کوهپیمایان باید آماده خیمه زدن باشند و حتی در تابستان رختخواب گرم با خود داشته باشند.
سیمهییز ترانسپورت
فیضآباد آنقدر کوچک و فشرده است که میتوان مرکز آن را پیاده گشت و تکسیهای مسافربری، رکشاهای زرنج و موترهای شخصی در شهر و حومه آن رفتوآمد میکنند. میان مراکز ولسوالیها، هر وقت سرکها اجازه دهند، موترهای چهاردیفرنس و منیبسهای مسافربری رفتوآمد میکنند و معمولاً پس از پر شدن، از جاهای معینی در بازار حرکت میکنند.
برای رفتن به واخان و درههای دورافتادهتر، بیشتر بازدیدکنندگان موتر چهاردیفرنس را با راننده محلی کرایه میکنند که راه، گذرگاههای دریا و خطرهای فصلی را بشناسد. جایی که سرک پایان مییابد، سفر پیاده ادامه مییابد و بار را خر، اسپ یا قتاس میبرد و هماهنگیها با باشندگان قریههای سر راه انجام میشود. برای هر سفر درازی باید وقت اضافی برای خرابی موتر، لغزش زمین و بدی هوا در نظر گرفت.
کلیدي حقیقتونه
ديموګرافي
- نفوس
- ۱٬۰۵۴٬۰۰۰ Provinces of Afghanistan
جغرافیه
- مساحت
- ۴۴٬۰۵۹ مربع کیلومتره Provinces of Afghanistan
- لوړوالی
- ۱٬۲۰۰ متره
- اقلیم
- براعظمی کوهستانی: تابستانهای گرم در درهها، زمستانهای طولانی و پربرف و فلاتهای بلند و سرد پامیر
عملي معلومات
- د سفر غوره میاشتې
- از سرطان تا سنبله برای درههای بلند؛ از جوزا تا میزان در اطراف فیضآباد
- د کابل نه واټن
- ۶۲۰ کیلومتره
- د کابل نه د سفر وخت
- حدود ۱۲ تا ۱۴ ساعت با موتر؛ حدود یک ساعت با پرواز
ولسوالۍ او ښارونه
سرچینې
- Provinces of Afghanistan — Wikipedia
تازه شوی
خبرپاڼه
د افغانستان سفر په اړه ګاهګاهي تازه معلومات د ATIS څخه ترلاسه کړئ.